على محمدى خراسانى
308
شرح منطق مظفر (فارسى)
سؤال : چرا اين منزل يا آپارتمان ساخته شده و به وجود آمده است ؟ جواب : براى اينكه در آن ساكن شوم . و يا : چرا فلانى رياضت مىكشد ؟ جواب : تا صحت و سلامتى خود را باز يابد و . . . شكل منطقى اين دو استدّلال : هذه الدار انشأت « صغرى » و كلّ دار نشأت فهو مسكون « كبرى » فهذه الدار مسكون « نتيجه » و فلان يرتاض « صغرى » و كلّ من يرتاض يصح « كبرى » ففلان يصح « نتيجه » نكته : در موجودات مادّى اعّم از اجرام علوى و اجسام سفلى آن هم اعّم از جمادات و نباتات و حيوان ، علل اربعه موجود است ولى در مجرّدات تنها علّت فاعلى و غائى مطرح است امّا علّت مادى و صورى ندارند . 8 . توضيح و تكميل مبحث قبل و دفع شبهه امر هشتم در حقيقت توضيح و تكميل مبحث هفتم بوده و جواب از يك اشكال است . بيان ذلك : از طرفى در مباحث قبل روشن شد كه برهان آن قياسى است كه يقين آور باشد و نتيجهاش مثل مقدّمات آن ضرورى و واجب القبول باشند و گرنه برهان نبوده و از ساير صناعات خواهد بود . از طرف ديگر قبلا روشن شد كه در برهان لمّى ما از راه علم به علّت ، علم به وجود معلول پيدا مىكنيم آن هم يقين واجب ، ضرورى ، و لا بدّ منه و مسلّم القبول همانطور كه در برهان انّى از علم به معلول علم به علّت پيدا كرديم كه فعلا كارى به او نداريم . از طرف سوم در برهان لمّى وقتى از راه علم به علّت ، علم به معلول پيدا مىكنيم آن هم علمى يقينى و ضرورى كه علّت به گونهاى باشد كه هنگام حصول علّت ، حتما معلول هم حاصل شود و گرنه يقين به نتيجه پيدا نمىشود . معناى اين سخن اين است كه :